آسيب شناسي توليد فيلم در سينماي ايران از نگاه سخنگوي اتحاديهي تهيه كنندگان و توزيع فيلم ايران
آسيبشناسي توليد فيلم در سينماي ايران عنوان موضوعي است كه ابتدا توسط اتحاديه تهيهكنندگان و توزيع فيلم ايران و سپس از سوي بنياد سينمايي فارابي، خانه سينما و سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران، مطرح شده است و…
نویسنده / گفتوگوعلیرضا داوودنژاد

منبع ثبتشده در آرشیو: خبرگزاری ایسنا 28 مهرماه 1381
آسيب شناسي توليد فيلم در سينماي ايران از نگاه سخنگوي اتحاديهي تهيه كنندگان و توزيع فيلم ايران
آسيبشناسي توليد فيلم در سينماي ايران عنوان موضوعي است كه ابتدا توسط اتحاديه تهيهكنندگان و توزيع فيلم ايران و سپس از سوي بنياد سينمايي فارابي، خانه سينما و سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران، مطرح شده است و طبق اعلام، هريك، همايشي را جهت بررسي با اين عنوان برگزار خواهند كرد.
عليرضا داودنژاد، سخنگوي اتحاديهي تهيهكنندگان و توزيع فيلم ايران در پاسخ به پرسش خبرنگار سرويس سينمايي ايسنا در اين خصوص، پارهاي از عوامل موثر در تضعيف يا تقويت توليد را اينگونه برشمرد:
1- فضاي اجتماعي و توليد:
توليد متكي به ابداع، ابتكار، علم، فن ،خلاقيت و شناخت است. تبديل شدن اين مولفهها به منزلتهاي موثر اجتماعي زمينهساز شكلگيري فضاي خلاقه و به جريان درآمدن توليد است.
قوانين لازم الاجراء، مديران درد آشنا و خلاق، مشاركت نيروهاي درگير توليد در برنامهريزي و سياستگذاريها، تقويت ساختارهاي خودجوش صنفي، نظارت عمومي، اطلاعرساني فعال، تقسيم كارشناسي بودجه و تسهيلات، جريان مداوم بازاموزي، به روز شدن ابزار، اصرار براي حفظ بازارهاي داخل توسط توليد داخلي، رقابت توام با پشتيباني با محصولات مشابه خارجي و زمينهسازي براي ورود به بازارهاي منطقه و دنيا، از ضرورتهاي اجتنابناپذير استمرار، رشد و توسعه توليد در جامعه و دوام و گسترش فضاي خلاقه است.
2- توليد و سرمايه
در فضاي اجتماعي خلاق اصليترين تامين كنندههاي سرمايه براي توليد فيلم عموم مردم هستند. مردماني كه با استقبال از فيلمها و صف كشيدن در پشت باجههاي فروش بليط به حمايت از توليدكننده داخلي ميآيند و استمرار فعاليت او را ممكن ميسازند. خوشبختانه در بعد از انقلاب نسل تازهاي از تماشاگر در كشور ما پا گرفته است كه توقعات او با توقعات تماشاگر رايج در سطح دنيا متفاوت است. تماشاگري كه در فيلمها به دنبال كليشههاي ”برهنگي” و ”درندهي خوبي” نيست و استقبال او از آثار ارزشمندي كه در داخل توليد شده و برخوردار از تفكر انتقادي، تخيل خلاق، قصهگوئي جذاب و مهارتهاي سمعي و بصري بودهاند، حكايت از فرصتي طلائي براي شكلگيري سينماي ايراني و متكي به مولفههاي اينجايي دارد. آنچه در اين شرايط ميتواند به جريان توليد ضربه بزند ممانعت از ورود زندگي ايراني به سينماي ايراني و جلوگيري از پاسخگويي سينماگران به توقعات و خواستههاي تماشگر داخلي است.
نه سرمايه گذاري دولتي و نه سرمايهگذاري جشنوارهاي هيچكدام ضامن بقاء و دوام صنعت سينما در كشور نيست. آن سرمايهاي كه استمرار توليد و رشد و توسعه و توفيق آن را ضمانت ميكند، سرمايهاي است كه توسط مردم براي خريداري بليط، نوار و ويدئو و انواع لوح فيلمهاي داخلي پرداخت ميشود.
3- توليد و نظام هزينه و دستمزد
معادله سرمايهگذاري و درآمد ميتواند تابعي از مقتضيات دولتي، جشنوارهاي و يا مردمي باشد. معمولا چون دولتها با قصد رسيدن به سود مالي در سينما سرمايهگذاري نميكنند و يا جشنواره ها بيشتر در ادامه اهداف خاص فرهنگي عمل ميكنند، در تنظيم معادله سرمايهگذاري و درآمد هر فيلم كمتر به سود مالي ميانديشند در اين نوع سرمايهگذاريها اختصاص بودجه و تعيين دستمزدها در هر فيلم بيشتر تابعي از اهداف سياسي و فرهنگي است، در حاليكه در سينمايي كه وسعت مخاطب و ميزان پرداختيهاي آن معيار اصلي براي انتخابهاست، شيوه اختصاص هزينه و نحوه تعيين دستمزد هر يك از عوامل اصلي منوط به موقعيت ويا شكست آنها در جلب تماشاگران به سالنهاي سينماست. البته اعمال چنين رويهاي در هر شرايطي معاني و تاثيرات خاص خود را دارد. مثلا در نظام وابسته و مستند گذشته كه سانسور مانع از ورود زندگي واقعي ايراني به سينماي ايران بود و فيلم خارجي بمثابه الگو و منبع الهام در پيش روي سينماي ايران قرار داشت، حاكميت اصل عرضه و ...
تقاضا موجب افزايش انفعال و تقليد ميشد و با دور كردن فيلمهاي ايراني از زندگي ايران آنها را در مقابل موج واردات تضعيف و محكوم به شكست ميكرد. در آن سينما نيز موفقيت و شكست تجاري هر فيلم در نحوه سرمايهگذاريهاي بعدي و تعيين دستمزد هر يك از عوامل اصلي تاثيري فوري و قطعي داشت. بنابراين در خلاء موضوعات مبتلابه و جاري مردم، شتاب كپيبرداري از فيلمهاي خارجي افزايش پيدا ميكرد و نهايتا در سال 56 به سرنگوني كل سينماي ايران و احاطقه فيلم خارجي بر كشور منجر شد.
اما در شرايط امروز ايران كه زندگي ايراني به تدريج فرصت ورود به سينما و حضور در فيلمها را پيدا ميكند و انبوه مخاطب با استقبال از چنين فيلمهايي راه رسيدن به سينماي با رنگ و بوي ايراني را هموار مينمايد، اتكاء به اين مخاطب و تنظيم نظام هزينه و دستمزد براساس درآمدزائي و رسيدن به سود مالي ميتواند عاملي براي تقويت سينماي ملي باشد. سينمايي كه مسير آزمون و خطا را در ادامه سفارش تماشاگران بيدار و خوش سليقه امروزي ميپيمايد، چارهاي ندارد جز آنكه شيوههاي هزينهسازي و نحوه تعين دستمزدها را به تابعي از انتخاب و رد و قبول تماشاگران تبديل كند و از وابسته شدن جريان توليد به سرمايههاي موسمي جلوگيري نمايد.
4- توليد و ابزار
آنچه در ايران تحت عنوان دوربين، لنز، چراغ، وسائل حركتي، ابزار صدابرداري و صداگذاري و تجهيزات ظهور و چاپ وجود دارد. اغلب قديمي، كهنه، فرسوده و از رده خارج است. به نظر ميرسد مديريت ”رسانه” اي بر حوزه ”هنر” و بيتوجهي به جايگاه ”سينما” در دنياي معاصر و غفلت از نقش استراتژيك سينما در پيوند با منافع و مصالح ملي از اصليترين عوامل بروز اين مضيقه و عقب ماندگي بوده است.
نوسازي ابزار، توسعه آموزش، تقويت مهارتها و بزرگداشت نيروهاي تخصصي و ذوقي و خلاق از ضرورتهاي اوليه براي تقويت گرايش به توليد و حفظ بازارهاي موجود و بازپس گيري بازارهاي از دست رفته است. ارتقاء دانش و فن و توسعه هنرهاي سمعي و بصري در قالب ويدئو، تلويزيون، اينترنت و ماهواره، بازاري عظيم به وجود آورده است كه براي ملتها چاره و گريزي جز ورود به آن وجود ندارد. آنچه باقي ميماند نحوه حضور، هويت جمعي و نوع رويكرد به اين بازارهاست.
ملتي كه با گرايش به مصرف وارد چنين معركهاي شود نهايتا ناگزير از انفعال، تقليد و اطلاعتپذيري است. در اين بازار مكاره لاآن ملتي بازنده نخواهد شد كه با آگاهي علمي، شناخت فني به روز، مهارتهاي اجرائي و سليقههاي تازه به حضور فعال در عرصه توليد علاقهمند باشد و در شناسائي، مصرف و توليد ابزار تازه از گردونه و روزگار عقب نماند.
5- توليد و عرضه
بيترديد در فضاي اجتماعي خلاق كه آميخته به مشاركتهاي صنفي است و قلمرو توليدتوسط نيروهاي دستاندركار نظارت و مراقبت ميشود و مناسبات حقوقي و قانوني و اجرايي در جهت تقويت توليد عمل ميكند، نظام عرضه فيلم تكي به حمايت رسانههاي ملي خواهد بود و در اطلاعرساني، معرفي، ورود به بازارهاي تازه، نظارت بر مصرف قانوني و نقد كردن منابع درآمد خود به موفقيت دست پيدا ميكند. دل سردي جمعي، عدم مشاركت صنفي، فقدان نظارت تخصصي، مصارف غير قانوني، ناتواني در دستيابي به آمار واقعي فروش، تسلط اماكن عرضه بر مقدرات توليد، باز شدن ميدان براي محصولات وارداتي ... ازجمله آسيبهايي است كه ميتواند جريان توليد را به رخوت، ركود و ورشكستگي بكشاند.
6- توليد و نمايش
ابزار نوپردازي هر چه پيشرفته باشد و با مهارت و ذوق به كار گرفته شود، نهايتا نتيجه خود را بر پرده نمايش است كه ظاهر ميسازد.
در سالني كه سايه روشن آن به قاعده نيست و پرده نمايش آن زرد و رنگ باخته و كثيف است، بخش مهمي از تلاش دستاندركاران توليد به باد ميرود.
در سالني كه صندليهاي آن قديمي، ناراحت و شكسته است و صدا با ابزار دهها سال قبل پخش ميشود، حاصل بخش مهم ديگري از تلاش دستاندركاران توليد به باد ميرود.
در سالني كه رفت و آمد تماشاچي به قاعده نيست و در هر كجاي فيلم درها باز ميشود و گهگاه نور خيابان و صداي بوق ماشينها وارد سالن ميشود باقيمانده تلاش توليدكنندگان نيز به باد ميرود.
چرا بايد تماشاگران از خانههاي خود بيرون بيايند و سفري را پشت سربگذارند و پول بدهند و وارد سالني بشوند كه گرما و سرماي ان آزار ميرساند و مطابق فصل تنظيم نميشود؟
سالن انتظارهاي بدون ويترين و عكس و نورپردازي و تزئينات جالب كه اغلب دستشوئيهاي آن نيز كثيف و بودار و فاقد تجهيزات مناسب تهويهاي است چه جاذبهاي براي فراخواندن مردم و دريافت پول و تشويق از آنها دارد؟
چه كسي قبول ندارد كه معماريهاي فرسوده و سردرهاي تعمير نشده و قديمي سالنهاي نمايش در جلب تماشاگران تاثير منفي دارد؟
اگر باور داريم كه استقلال بهتر از وابستگي است و اگر قبول داريم كه توليد از لوازم اصلي استقلال است و اگر بپذيريم كه ميزان حضور موثر فرهنگي در دنياي امروز در گروه توسعه توليد محصولات فرهنگي، هنري و سمعي بصري است و اگر بالاخره مصمم هستيم به عنوان يك ملت باورها و فرهنگ و زبان خود را حفظ كنيم، آيا نبايد از آنچه به توليد آسيب ميرساند بكاهيم و آنچه را موجب رونق و توسعه آن ميشود افزايش دهيم؟
پانوشتها و منابع فایل اصلی
شمارهها مطابق فایل منبع هستند.
- 1
خبرگزاری ایسنا 28 مهرماه 1381