بازگشت به آرشیو
یادداشت‌ها / ۲۹ مهر ۱۳۷۷

سینمای ملی

سینمای ملی یعنی سینمایی که ملت آن را قبول داشته باشند و خرج آن را بپردازند. سینمای ملی یعنی سینمائی که بدنبال پاسخگوئی به خواست مردم و تقاضای انواع مخاطبین در چهارچوب قانون است. سینمای ملی یعنی سینماگران آن…

نویسنده / گفت‌وگوعلیرضا داوودنژاد

سینمای ملی
اندازه متن

منبع ثبت‌شده در آرشیو: روزنامه سلام 29 مهرماه 1377

سینمای ملی

سینمای ملی یعنی سینمایی که ملت آن را قبول داشته باشند و خرج آن را بپردازند. سینمای ملی یعنی سینمائی که بدنبال پاسخگوئی به خواست مردم و تقاضای انواع مخاطبین در چهارچوب قانون است. سینمای ملی یعنی سینماگران آن نان خود را از دست مردم می‌گیرند.

در سینمای ما تا به امروز سه نوع گرایش وجود داشته است. گرایش به راضی کردن جشنواره‌ها، گرایش به راضی کردن مسوولین و گرایش به راضی کردن مردم. سینمای نوع اول به موفقیت دست پیدا کرده است. سینمای نوع دوم با میلیاردها بدهی شکست خورده است و سینمای نوع سوم هنوز در پیچ و خم تردیدها و کشمکش‌ها و تناقضات اسیر است. اگر قبول داشته باشیم که مقبولیت در بین انبوه مخاطبان از اصلی‌ترین مشخصه‌ها سینمای ملی است. باید اعتراف کنیم که این سینما علیرغم بعضی علائم مثبت هنوز پا نگرفته و تبدیل به یک جریان موفق و پایدار نشده است. اگر قرار باشد سینما در چهارچوبی از ضوابط قانونی به خواست و اراده مردم پاسخ بدهد باید از قید و بند سلیقه‌ها و امر و نهی کسانی که به عوالم محدود خود چسبیده‌اند و بی اعتنا به واقعیت‌های جاری دنیا و جامعه خودی دائم ساز مخالف کوک می‌کنند خلاص شود.

حاصل کار این نوع دیدگاه‌ها تا به امروز چیزی جز عقب ماندگی و بدهکاری و ورشکستگی نبوده است. این جماعت که از طرفی خود را در مقابل سرنوشت مردم نگران قلمداد می‌کنند و از سوی دیگر به توسعه ماهواره، گسترش فیلم‌های و بدبویی خارجی و بی اعتنائی مردم به سینمای داخلی وقعی نمی‌نهند چه توجیهی دارند؟! آیا در بین تمام جریان‌های سینمایی موجود در دنیا سینمائی نجیب‌تر اخلاقی‌تر و انسانی‌تر از سینمای ایران می‌توانند پیدا کنند؟! سینمائی که بیست سال در زبانی به دور از برهنگی و خشونت کار و تجربه کرده است و اینک آماده است تا با ورود به عرصه‌های تازه و بدیع واقعیت‌های جاری جامعه، نوع تازه‌ای از سینما را به مردم دنیا عرضه کند.

سینمای غرب در تجارت و زراندوزی زبان باز کرد و سینمای شرق در سیاست بازی و قدرت پرستی، اما سینمای ایران با وقوع انقلاب و بریده شدن دست کمپانی‌های خارجی از بازار داخلی دست به تجربه دو زبانی تازه برای سینما زد. زبانی که می‌کوشید بدون توسل به سوپر استار بازی و بدون استفاده از اصلی‌ترین مولفه‌های سینمای رایج دنیا یعنی برهنگی و خشونت به بیانی تازه دست پیدا کند. اما متاسفانه ناآشنائی بسیاری از مسئولین با اصل مسئله سینما و بی اطلاعی آنها از ساز و کار حساس و آسیب پذیر اقتصادی سینما و بی اطلاعی آنها از ساز و کار حساس و آسیب پذیر اقتصادی سینما در مقوله‌های تولید و عرضه و نمایش، کار را به جائی رساند که دوباره سینما برای بقاء خود به چاره‌های قدیمی و راه حل‌های تجربه شده پناه ببرد. اگرچه تاریخ سینمای ما نشان می‌دهد که راه حل‌های انفعالی و تقلیدی راه به جائی نمی‌برد و چیزی نمی‌گذرد که سر و کله بن بست از دور پدیدار می‌شود.

از چهارصد سالن سینمای قبل از انقلاب بعد از گذشت بیست سال و با توجه به دو سه برابر شدن جمعیت کشور. اندکی بیش از دویست سالن باقیمانده است. این سالن‌ها نیز با فلاکت و اجبار به حیات خود ادامه می‌دهند. سالن‌هائی در کشور موجود است که در پستوی آن فیلم ویدیوئی خارجی نشان داده می‌شود و امورات سالن و صاحب آن از قبال این پستو می‌گذرد. سالن‌هائی هستند که تا چندی پیش به جای لامپ اپتیک از لامپ فولکس واگن استفاده می‌کردند. از کار افتادگی و فرسودگی سیستم تهویه و گرما و سرمای سالن‌ها و کهنگی و زردی و دود گرفته‌گی پرده‌های سفید نمایش و تق و لق بودن و پاره پوره بودن صندلی و عتیقه شدن آپارات‌ها و سیستم صدای سالن‌ها چیزی نیست که از دید کسی پنهان مانده باشد.

فراوانی اعضای صنوف مختلف سینمائی و بیکاری هر ساله بخش عمده‌ای از آنها نشان دهنده وخامت وضعیت تولید است. پیچیدگی روند صدور در پروانه فیلمسازی و حفظ امکان دخالت و اعمال سلیقه و نظر – برخلاف شعار آسان کردن تولید – همچنان از مشکلات جدی و پایدار سینماست. عدم تمایل بخش خصوصی به سرمایه گذاری در امر تولید فیلم و تراکم ابزار و وسائل محدود عقب افتاده کهنه‌فیلمی تولید در دست دوست، نظام ناهماهنگ، آشفته و غیر منطقی اخذ مالیات، ناتوانی صاحبان فیلم از اعمال نظارت و کنترل بر بازار نمایش و عدم دسترسی آنها به فروش واقعی فیلم‌ها، فقدان یک شیوه حساب شده، ارزان و موثر در تبلیغات، سوء استفاده بسیاری از موسسات، شرکت‌ها و نهادها از نوار ویدیوئی یا کپی‌های سرگردان در بازار فیلم‌ها و ... از دیگر نکاتی است که فاصله دور ما را از چشم انداز واقعی سینمای ملی نشان می‌دهد. آیا واقعاً عزم برای ایجاد چنان سینمائی جزم است؟ آیا مسؤولین سینمائی، واقعاً باور کرده‌اند که فیلم سازی را باید آسان کرد و از طراحی روش‌های پیچیده اداری تشکیلاتی و سازمانی دست برداشت؟

سینمای ملی برای ما یعنی هزار سالن مجهز نمایش. سینمای ملی یعنی پشتیبانی رسانه‌ای و روش‌های تازه و ارزان تبلیغ و توزیع. سینمای ملی یعنی استودیوهای مجهز به استانداردهای روز نور و صدا. سینمای ملی یعنی خلاصی از دوربین‌های مستعمل و عهد عتیق. سینمای ملی یعنی برخورداری از امکانات روز تصویربرداری و نورپردازی. سینمای ملی یعنی تولید فیلم‌هائی که بین هزینه تمام شده و درآمدهای حاصل از نمایش آنها رابطه منطقی و قابل قبول وجود داشته باشد. سینمای ملی یعنی اشتیاق بخش خصوصی به سرمایه گذاری در امر تولید فیلم. سینمای ملی یعنی اشتیاق بخش خصوصی به سرمایه گذاری در امر تولید فیلم. سینمای ملی یعنی نیروهای خلاق و متخصص زنده و دلگرم و سرحال.

سینمای ملی یعنی خلاصی از تکلف، خلاصی از تشریفات فرمایشی و زائد. خلاصی از روش‌های پیچیده اعمال سلیقه و دخالت. سینمای ملی یعنی خودجوشی، ابتکار، کشف، خلق و درنوردیدن افق‌های تازه و به دست آوردن پایگاه قوی و مطمئن در بازار داخل و خارج. سینمای ملی یعنی سینمائی که موضوعات آن. آدم‌های آن، ارتباطات انسانی آن، ساخت و پرداخت بصری آن و خلاصه سر و شکل و ریخت و روز آن فقط و فقط متعلق به ما و ما باشد. سینمای ملی یعنی سینمایی که در هر جای دنیا دیده شود و معلوم باشد که مربوط به کدام منطقه، کدام فرهنگ و کدام سرزمین است. سینمای ملی یعنی سینمائی که در ارتباطی زنده و فعال بین سینماگران و آحاد ملت شکل می‌گیرد.

در دنیائی که ابزار سلطه و تهاجم و جنگ از موشک‌های دوربرد به ماهواره‌ها و ابزار متنوع سمعی و بصری تغییر می‌کند. برای یک ملت زنده و خواهان استقلال و دوام و بقاء چه چاره‌ای وجود دارد جز روی آوردن به تولیدات فرهنگی و مخصوصاً رسانه نور و صدا و به ویژه هنر فراگیر و پر خواخواه سینما؟!

پانوشت‌ها و منابع فایل اصلی

شماره‌ها مطابق فایل منبع هستند.

1

روزنامه سلام 29 مهرماه 1377