سینمای ایران؛ گرفتار ممیزی و آرمان خواهی (قسمت 1)
جبار آذین: از همان زمان که نخستین جلسات «سلسله میزگردهای تخصصی سینمای ایران» با حضور صاحب نظران، کارشناسان، نویسندگان، تهیه کنندگان، کارگردانان و سایر اهالی سینما و منتقدان و مسئولان سینمایی کشور برگزار شد،…
نویسنده / گفتوگومیزگرد با حضور علیرضا داوودنژاد؛ اسامی دیگر حاضران در متن

منبع ثبتشده در آرشیو: نقد سینما شماره 30 دی ماه 1387
سینمای ایران؛ گرفتار ممیزی و آرمان خواهی (قسمت 1)
با حضور مهمانان گرامی آقایان:
مهدی فخیم زاده: نویسنده و کارگردان سینما و تلویزیون
سیروس الوند: نویسنده و کارگردان سینما
علیرضا داوودنژاد: نویسنده و کارگردان سینما
رسول صدرعاملی: نویسنده و کارگردان سینما
جبار آذین: روزنامه نگار و منتقد سینما و تلویزیون
محمدرضا لطفی: مجری جلسات
با اهالی سینما و مدیران سینمایی کشور
جبار آذین: از همان زمان که نخستین جلسات «سلسله میزگردهای تخصصی سینمای ایران» با حضور صاحب نظران، کارشناسان، نویسندگان، تهیه کنندگان، کارگردانان و سایر اهالی سینما و منتقدان و مسئولان سینمایی کشور برگزار شد، مباحث مطرح شده در این نشستها با اقبال سینماگران، اصحاب قلم و مدیران سینمایی و فرهنگی و خوانندگان گرامی ماهنامهی نقد سینما رو به رو گردید. شرکت طیفهای مختلف سینما و طرح دیدگاهها و نظرات گوناگون، بسیاری از اهالی سینما را به حضور در میزگردهای مجله تشویق کرد و تماسهای فراوانی با ما برقرار شد تا سینماگران و منتقدان و مدیرانی که حرفهایی برای گفتن دارند و مایلاند در نشستهای تخصصی مجله حضور به هم رسانند، امکان حضور در این جلسات را بیابند. با استقبال از این اقبال گسترده، زمینه را فراهم آوردیم تا امکان حضور عزیزان سینماگر در جلسات محقق گردد. شرکت فعال متخصصان و کارشناسان سینما در نشستها و طرح و دفاع از دیدگاههای خود، انعکاسهای پویا و وسیعی داشت؛ به گونهیی که هم اکنون دهها منتقد و مدیر و سینماگر در نوبت حضور در سلسله میزگردهای تخصصی سینمای ایران مجله هستند. طی برگزاری 9 جلسه، حضور سینماگرانی از گروههای مختلف بخشی خصوصی فعالتر و پررنگتر از شرکت مدعیان، مبلغان و مدافعان بخش دولتی سینما بود و بدیهی است که این وضع کفهی ترازوی سینما را به نفع بخش خصوصی سنگین کرد. در میان نظرات مطروحه در جلسات، بارها سیاستها و عملکردهای مدیران و مسئولان بخش دولتی سینما و متولیان سینما در وزارت ارشاد به ویژه معاونت سینمایی آن، مورد نقد و بررسی قرار گرفت که به ظاهر پاسخی نداشت. به همین خاطر و از جایی که به طور قطع بزرگواران و مدیران سینمایی وزارت ارشاد و دیگر سازمانهای دولتی و نیمه دولتی سینما در دفاع از عملکردها، اهداف و سیاستهای خود حرفهای زیادی برای گفتن دارند، ماهنامهی نقد سینما در این فرصت، آنان را به حضور فعال در سلسله میزگردهای تخصصی سینمای ایران خود دعوت میکند و حاضر است مشتاقانه نظرات و دیدگاههایشان را در کنار آرای سایر اهالی سینما از برگزاری این جلسات، گرد آوردن صمیمی، هدفمند و سازندهی اهالی سینما و مدیران، منتقدان و نویسندگان سینمایی زیر چتر دوستی سینمای جمهوری اسلامی ایران و اصلاح ساختار و مناسبات سینمای کشور است و ماهنامه، شادمان خواهد شد که بتواند در این راه از طریق تعامل و دوستی – همان گونه که تاکنون بوده – در این مسیر گام بردارد. با سپاس از حضور و استقبال اهالی سینما و اصحاب قلم از جلسات کارشناسی سینمایی مجله، یک بار دیگر و رسماً از مدیران محترم سینمایی و تمام سینماگرانی که مایل به شرکت در این نشستها هستند و حرفهایی برای سازندگی و ساماندهی امور سینما دارند، برای حضور در جلسات نقد سینما دعوت میکنیم. با امید به اقبال روز افزون و همکاری شما عزیزان با مجلهی خودتان، از شما دعوت میکنیم تا مطالعه گر مباحث مهم مطرح شده در دهمین جلسهی سلسله میزگردهای تخصصی سینمای ایران که با حضور جمعی از سینماگران شاخص کشور برگزار شد، باشید.
لطفی: ضمن عرض خیر مقدم خدمت مهمانان گرامی، در ابتدا از آقای جبار آذین منتقد سینما میخواهیم شمهیی از مباحث مطرح شده در جلسات گذشته را خدمت دوستان ارایه کنند تا پس از آن جلسه را آغاز کنیم.
دامان سینما و گوشهای ناشنوا
آذین: به نام خدا. در واقع این دهمین جلسه از مجموعه جلسات نقد سینماست. ما از ابتدا مبنا را بر این قرار دادیم که با حضور صاحب نظران و کارشناسان سینما به آسیب شناسی سینمای ایران بپردازیم تا از این رهگذر بتوانیم راهکارهایی برای مشکلات و معضلاتی که دامان سینمای ما را گرفته است، بیابیم. البته از این قبیل جلسات بسیار برگزار شده و شاید هیچ نتیجهیی هم به دست نیامده باشد اما ما از همان بدو امر، بنا را بر روشن شدن تکلیف سینمای ایران قرار دادیم. در حقیقت ما به رسالت خود عمل میکنیم؛ حرفها و نظراتمان را بیان میکنیم. شاید امروز گوش شنوایی برای دیدگاههای برحق خود نیابیم اما همین قدر که کلماتمان بر برگهای تاریخ، تاریخ سینمای کشور، ثبت میشود خرسندیم. صنعت سینما بحران زاست و در همین ارتباط ما در سینمای ایران هزاران مشکل داریم که به اذعان اکثر دوستان، بخش عمدهی این مشکلات دولتی است و راه حل آن هم این است که دولت دست از سر سینما بردارد و آن را به اهالی سینما واگذار کند؛ آنها خودشان میدانند که چه کار باید بکنند. عدهیی دیگر عقیده داشتند که اصولاً تکلیف مشخص نیست؛ قاعده و قانونی وجود ندارد و هر کسی که مدتی چند در یک سمت مدیریتی قرار میگیرد، دستورالعملهای سلیقهیی صادر و پیاده میکند و بعد میرود. ما در این نشستها میخواهیم مشخص کنیم که در نهایت تکلیف چیست و سینماگر، تماشاگر سینما و کلیت سینمای ما در حال رفتن به کجاست!؟ اینها محور کل بحثهایی است که در جلسات گذشته هم با دوستان داشتیم و چون اکثر مهمانان ما از بخش خصوصی بودند از آن منظر بیشتر به مشکلات پرداخته شد و نظر غالب آنها این بود که اگر نگاه دولتی صرفاً نگاه نظارتی باشد و دولت از سینما حمایت کند، ما میدانیم چه کار باید بکنیم؛ به عبارتی طیف نخبهی بخش خصوصی، سینما را بگرداند. عدهیی از دوستان هم معتقد به ایجاد یک نوع تعامل میان نخبههای هر دو بخش و در واقع ایجاد یک جور کمیتهی آشتی میان بخش دولتی و خصوصی بودند و سرانجام این که از کدام یک از این دو روش میتوانیم به نتیجه برسیم.
رویای اداره سینما در بخش خصوصی
لطفی: پیرو سخنان آقای آذین، این نکته را اضافه میکنم که در یکی – دو جلسه هم از دوستانی که به نحوی با سینمای دولتی در ارتباط بودند، دعوت به عمل آمد و نظر این عزیزان این بود که به هیچ عنوان نمیتوان سینما را به دست بخش خصوصی سپرد و اصل 44 قانون اساسی در ارتباط با مسایل فرهنگی و هنری صدق نمیکند. هرچند بیشتر دوستان عقیده داشتند که سینما باید به بخش خصوصی واگذار شود، اما همان دوستان اذعان داشتند که سپردن سینما به بخش خصوصی با توجه به شاکله و ماهیت کشوری که ما در آن زندگی میکنیم عملاً یک رویاست. برای این که دچار تکرار مکررات نشویم، اولین سوال را از آقای فخیم زاده میپرسم. سینمای ما در برههی فعلی دچار انواع بحران است؛ ریشهی این بحرانها چیست؟ آیا علت تام آن، نادرست بودن شیوههای مدیریتی است یا عوض شدن نوع نگاه اجتماعی یا اشکال از سینماگران ماست؟
سینما، صنعت بحران است
فخیم زاده: به نام خدا. در ارتباط با بحرانی که مطرح کردید باید به دو نکته اشاره کرد؛ اول این که صنعت سینما، صنعت بحران است.
لطفی: در همه جای دنیا؟
فخیم زاده: بله، در همه جای دنیا از سینما به عنوان صنعت بحران یاد میشود. حضور این صنعت توام با افت و خیز و بحران است و اما نکتهی دوم؛ من به یاد میآورم از سال 52-1351 که وارد سینما شدم، زمزمههایی به گوش میرسید و هر سال ما میشنیدیم که سینما به زودی تعطیل میشود که البته تعطیل نشد! کما این که بعد از انقلاب هم میگفتند که تعطیل میشود، ولی نشد. البته اگر ضربهیی مهلک به آن وارد شود ممکن است که چنین اتفاقی بیفتد، اما در حال حاضر سینما به کار خود ادامه میدهد و تا اطلاع ثانوی تعطیل نمیشود. بحران آن هم یک بحران طبیعی است؛ یک سال 80 فیلم داریم یک سال 90 فیلم، یک سال فشار میآورند – مثل امسال! – که در نهایت تولید پایین میآید اما مهم این است که همیشه پتانسیل تولید حضور داشته و دارد. من هیچ وقت یادم نمیرود که در سال 1362 ما تنها 17 فیلم تولید داشتیم. همان سال بود که آقای انوار آمدند و از لحاظ روانی دستی به سر و گوش بچههای سینما کشیدند، نتیجه این شد که در سال 1363 تولید سینما به 30 فیلم افزایش پیدا کرد! سال 1365 ما به تولید 50 فیلم هم رسیدیم که نگرانیهایی هم از بابت تغذیهی سینما به لحاظ نگاتیو و فنی پیش آمد. این را میتوان به رشد کمی و کیفی سینما هم تعمیم داد؛ برای مثال زمانی که شخصی مثل بهرام بیضایی فیلم میسازد میگویند کیفیت خیلی خوب شده است، در صورتی که مجموعه و کلیت سینما را باید در نظر گرفت. سینمای ایران از چندین مسئله رنج میبرد: اول از سنت سینمای قبل از انقلاب!
رنج سینما از سینمای قبل از انقلاب
لطفی: میتوانید راجع به سینمای قبل از انقلاب بیشتر توضیح دهید؟
فخیم زاده: بله، میشود خیلی صحبت کرد اما ممکن است بحث به درازا کشیده شود، چون من و علیرضا داوودنژاد هم تحقیق زیادی از سینمای قبل از انقلاب کردهایم و هم در آن کار کردهایم. سینمای قبل از انقلاب آفتی داشت به نام فیلم وارداتی (!) و این سینما تلاش میکرد خودش را با این سینمای وارداتی هماهنگ کند و به حیات خویش ادامه بدهد. کمپانیهایی مانند مترو گلدن مایر و پارامونت، تا سال 1362 در ایران دفاتر فیلمسازی داشتند و سالی 210 تا 215 فیلم وارد میکردند. ما هم در سال، 90 فیلم تولیدی داشتیم. در همان زمان رییس کمپانی مترو به ایران آمد و خواست با شاه مصاحبه کند که شاه قبول نکرد. او هم رفت و در همین زمان دستور داده شد که دفاتر بسته شوند که شدند و ورود فیلم خارجی را به بخش خصوصی واگذار کردند. بخش خصوصی هم شروع کرد به وارد کردن بی رویهی فیلمهای خارجی! در همین برهه بود که فیلمهایی نظیر کلفت خوشگله، سکرتر و سایر تولیدات هندی، ترکی و ایتالیایی به ایران سرازیر شدند. دو سینمای الوند و شهروند که مقابل هم قرار داشتند، هر 3 شب فیلم روی پردهی خود را عوض میکردند؛ فیلمهایی با قیمت 2 و 3 هزار دلار که تازه وارد کننده یک – سوم آن را به ريال پرداخت میکرد! دو – سوم آن را هم به صورت اعتباری قبول میکردند. تامین اعتبار از ارز نفتی بود که داشت ما را خفه میکرد! بعد از اکران باید بدهی به دولت پرداخت میشد، به همین دلیل وارد کردن فیلم بسیار با صرفه بود. هر شب یک فیلم نشان میدادند؛ رزمی، ملودرام، عشقی و غیره. حال سینمای ما میبایست با این فیلمها مقابله میکرد،؛ سینمایی که برای ساختن آن پول خرج شده بود، آن هم در مقابل فیلمهایی که ارزان وارد میشدند و در همان سه شب نمایش هزینهی خود را تامین میکردند. به همین خاطر است که از سینمای ایران آن روز به عنوان مبتذل یاد میشود در حالی که مبتذل نبود، سینمایی بود که باید با فیلمهای وارداتی مقابله میکرد. سینمای ما در آن دوره در هیچ جای دنیا رایج نبود؛ مقابله داشته باشد! این سنت آدمهای خودش را هم به وجود آورد. ما در آن دوره کارگردانی داشتیم که قبل از کارگردان شدن، رانندهی تاکسی بود! چرا کارگردان شده بود؟ به دلیل این که به کسی که کارگردان بود، دیگر کار نمیدادند. کارگردان واقعی به درد آن سینمای رایج نمیخورد. اگر به تولیدات سالهای 56-1355 دقت کنید، میبینید که اکثراً دستیاران فیلمبردارها از پروژههای سینمایی فیلمبرداری میکردند. این روند، سینمای ما را تا جایی در برگرفت که تولید 90 تایی سال 1352 در سال 1356 به 11 فیلم کاهش پیدا کرد! سنت سینمای قبل از انقلاب در حال حاضر هم کمابیش حضور دارد! پخش ما هنوز شکل پخش آن دوره را داراست. در تهیه کنندگی هم هنوز سنت سینمای قبل از انقلاب را داریم! حتی در قبل از انقلاب اصطلاحی که رایج بود و میگفتند تراولینگ مگر میفروشد (؟!) هنوز هم وجود دارد!
نکتهی دوم را چون به بیراهه رفتیم خیلی تلگرافی و کوتاه عرض میکنم. در بعد از انقلاب به دلیل کمی اطلاعات انقلابیون از سینما و عدم آشنایی آنها با مناسبات جاری سینما، شیوهی ادارهی آن به سنتهای بعد از انقلاب واگذار شد. سنت هدایت، نظارت و حمایت که هرچند برای آن مقطع زمانی تدوین شد، ولی کماکان در اوضاع کنونی هم وجود دارد و به سینما فشار میآورد. نکتهی بعدی وحشتی است که مسئولان و انقلابیون هنوز از سینما دارند. این تصور نادرست در ذهن آنها وجود دارد که فلان فیلم میتواند مملکت را زیر و رو کند، در حالی که اصلاً این طور نیست! به عنوان مثال فیلم آدم برفی که حوزه هنری آن را تولید کرد و 6-5 سال توقیف بود، بعد از این که پخش شد چه اتفاقی افتاد؟! حتی از تلویزیون هم چند بار پخش کردید! در واقع یک وحشت کاذب از سینما کماکان در مسئولان ما وجود دارد، به علاوهی این که صبر و حوصلهی ما در ارتباط با سینما کم است! سینما مانند یک درخت است که وقتی کاشته شد، چند سال بعد به بار مینشیند؛ نمیتوان توقع داشت که اگر مسئولی آمد و فلان کار را کرد همان موقع بتوانیم ثمرهی آن را برداشت کنیم!
مسئلهی دیگر که به سینما لطمه میزند آرمان خواهی است و همین امر سبب میشود که ما از واقعیتهای سینما دور بیفتیم. فرض کنیم یک روز صبح از خواب بلند میشویم، ببینیم تمامی فیلمهای ما فیلمهای منتقد پسند شدهاند یا به لحاظ محتوایی شبیه فیلمهای کیارستمی؛ در چنین وضعیتی چه اتفاقی خواهد افتاد؟! این مثال را یکی از مسئولان زد. در حقیقت سینما باید سلایق مختلفی را تامین کند ولی هر کسی آرمان خودش را در سینما جست و جو میکند، در حالی که باید بتواند با عینک خودش به سینما نگاه کند و این رنگین کمان در سینما باید حضور داشته باشد.
آذین: البته آرمان خواهی و استفادهی مناسب از سنتهای خوب، محترم ولازم است، ولی اینها با تحمیل سلیقه و عقیده تفاوت دارد. سینما به تولید مناسب و مکفی نیاز دارد، اما نه به قیمت سطحی نگری و مبتذل سازی!
گرفتاری سانسور
لطفی: آقای داوودنژاد، اگر در تکمیل فرمایشات آقای فخیم زاده مطلبی هست اضافه فرمایید، ضمن این که آیا به نظر شما این که ما هنوز تعریف مشخصی از سینما نداریم میتواند یکی از معضلات سینما به حساب بیاید؟ تعریف و توقف ما از سینما چیست؟ آیا سینما یک کالای فرهنگی است یا تنها یک وسیلهی سرگرمی یا ابزاری که توسط آن میخواهیم خودمان را تبلیغ کنیم؟
داوودنژاد: به نام خدا. ما ممکن است که ندانیم تعریف سینما چیست ولی همهمان خوب میدانیم که سینما چیست، به همین دلیل است که این اتفاقات برای سینما افتاده. این ماجرایی که آقای فخیم زاده خیلی به سرعت تعریف کرد و میتوان راجع به آن 4 یا 5 ساعت صحبت کرد، شامل دو نکته است که من ترجیح میدهم راجع به همان صحبت کنم. این نکات شامل سینمای قبل از انقلاب و بعد از انقلاب است که ایشان تنها به یکی از آنها اشاره کرد و آن فیلم خارجی بود؛ یعنی مسایل مزمن نه تنها سینمای ایران، بلکه دنیا. یکی از این مسایل سانسور است و بعد از آن فیلم خارجی. این دو مورد است که سینمای ما را گرفتار کرده است.
قبل از انقلاب سانسور میگفت که سینما نباید شبیه زندگی باشد، یعنی آن چه روی پرده دیده میشود نباید به آن چه که در اطراف سالن سینما و خارج از آن میگذرد ارتباطی داشته باشد. در واقع سانسور در قبل از انقلاب، جدا شدن از زندگی ایرانی را به سینما تحمیل میکرد. در نتیجه سینمای ایران در انتخاب موضوع و ساخت و پرداخت آن، از خاستگاه خودش جدا شد؛ سینمایی که از لحن، گفتار و محتوای خود جدا شد، چه شکلی را باید به خود میگرفت؟! باید تبدیل به آن چیزی میشد که حیات سینما را تهدید میکرد و آن فیلم خارجی بود، یعنی این که به طرف تقلید از فیلم خارجی رفت به این دلیل که اجازه نداشت شبیه زندگی ایرانی باشد. این امر بعد از انقلاب هم اتفاق افتاد و هنوز هم وجود دارد. در اوایل انقلاب وضعیت و فضای سمعی و بصری به طور کلی تفاوت چندانی با قبل از آن نداشت. از آسمان نمیشد تصویر و صدا فرستاد، ویدیو و اینترنت وجود نداشت، در نتیجه میشد درها را به روی فیلم خارجی بست. با پتانسیلی که در انقلاب وجود داشت سانسور از بخشهایی به بخشها و موضوعات دیگر منتقل شد، بنابراین بخشها و موضوعاتی در غیاب فیلم خارجی آزاد شد؛ ولی در حال حاضر که بازار سیاه فیلم خارجی بازگشته با سینمای ما در تماس است، همان طور که ماهواره و اینترنت در تماس است. فیلمهای خارجی که برگشتهاند، سانسور هم که کماکان میگوید فیلم ایرانی نباید شبیه زندگی ایرانی باشد! پس زیست محیط مناسب برای تولیداتی از نوع قبل از انقلاب بازسازی شده تا همان نوع سینما دوباره تجدید حیات کند؛ سینمایی که شبیه زندگی ایرانی نیست و به قول آقای فخیم زاده میخواهد آمیختهیی باشد از آن چه رقیب عرضه میکند، چه در بازار سیاه ویدیو، چه ماهواره و چه اینترنت. بنابراین این دو مشکل اساسی، یعنی سانسور و فیلم خارجی، کماکان ادامه دارند. حال در این میان علاوه بر سانسور دچار مشکل دیگری هم هستیم که سانسور را تقویت میکند و هیچ ربطی هم به دولت ندارد، یعنی در ایران بعد از انقلاب یک ارادهیی وجود دارد که این اراده به کل با تولیدات فرهنگی مسئله دارد. شما نگاه کنید و ببینید در ایران از مجموعهی موسیقی که مردم میشنوند، چند درصد تولید داخل است؟! دیگر موردی وجود ندارد که کسی بخواهد ترانهیی زمزمه بکند. قصه، تئاتر و کتاب هم همین طور. تئاترهای پرفروش فعلی که بلیتشان در بازار سیاه تا 40 هزار تومان هم به فروش میرسد، خیلی ضعیفتر از تئاترهای دههی 50 هستند که در لاله زار اجرا میشدند! یعنی اوضاع تئاتر از همان تئاتر سانسور زدهی سال 1350 هم بدتر است. سینما هم که وضعیتش معلوم است. در کل ایران 100 سینمای استاندارد نداریم، در حالی که قبل از انقلاب 500 سینمای نو در کشور بود. پس به دو عنصر سانسور و فیلم خارجی باید عنصر سومی را هم اضافه کرد و آن ارادهی نیرومندی است که به هیچ عنوان تمایل ندارد بازار کالای فرهنگی شکل بگیرد. اگر قصد شما آسیب شناسی است، نتیجهی این سه مجموعه این است که وقتی کالای فرهنگی نمیتواند ایجاد شود حاصلی جز ناامنی در گردش سرمایه، عقب افتادگی در ابزار و وسایل تولید، جدا بودن فیلمها به لحاظ موضوعی از مسایل مورد علاقهی مردم، پشتیبانی ضعیف تحقیقاتی، بازار ضعیف توزیع که هنوز گرفتار مسایل و مشکلات پیش از انقلاب است و یک نظام نمایشی شکسته بسته که با توجه به سه برابر شدن جمعیت، سینماهای خوبش یک – پنجم سینماهای قبل از انقلاب است، ندارد! ما باید این سوال را از خودمان بپرسیم که اگر سینمای ایران تولید نداشت ولی از زمین و زمان فیلم میبارید، 30 تا 40 میلیون مردم متقاضی فیلم در کشور ما ترجیح میدادند چه نوع فیلمهایی را ببینند؟ دهها هزار سالن روی کرهی زمین و دهها شبکهی ماهوارهیی فیلم نشان میدهند. اصلیترین کلیشههای این مجموعه که در حال گردش هستند، دو مقولهی خشونت و سکس است. در چنین شرایطی ما قاعدتاً باید به دنبال یک جریان سینمایی میگشتیم که متکی به این دو مولفه نباشد! این سینما در بعد از انقلاب در ایران به وجود آمد. پس چه جریانی است که میخواهد آن را سرکوب کند؟!
آذین: سانسور یا ممیزی به شکلها و شیوههای مختلف در جهان سینما وجود دارد و گریزی از آن نیست، اما حدود و کمیت و کیفیت آن در جاهای گوناگون متفاوت است؛ برای مثال سینماگر در غرب به جز مسایل سیاسی در بیان همه چیز مجاز است، همین طور در سینمای هند. به همین خاطر سیل فیلمهای مبتذل در آن جا جاری است و در ایران ما، متاسفانه ممیزی به سمتی میرود که بر اندیشه و تفکر خط قرمز بکشد.
لطفی: جناب داوودنژاد، به اراده و جریانی خاص اشاره کردید، لطفاً در این مورد بیشتر توضیح دهید.
داوودنژاد: یک جریان فرصت طلب که در کشور نفوذ داشته باشد و به خیلی جاها دسترسی دارد و میکوشد که به نام و عنوان مرام و مسلک و مسایل ملی، مملکت ایران را به لحاظ فرهنگی عقیم کند. شما ملاحظه کنید که در سطح این مملکت مردم هنوز آهنگهای 40-30 سال پیش را گوش میکنند. سینما و تئاتر، هیچ ربطی به زندگی واقعی مردم ندارند. این جریان یقهی هنرمندان و مردم را گرفته و سعی دارد هنرمندان را با تبعیض، تحقیر و توهین، نفی و انکار و مبتلا کردن به فقر، به انزوا بکشاند و از طرفی مردم را بتاراند به سمت بازار سیاه ویدیو، ماهواره، اینترنت و غیره. این جریان نمیتواند اتفاقی باشد و مطمئنم با واسطه و یا بی واسطه به عمد برای عقیم سازی فرهنگ ایرانی شکل میگیرد. حال این فرهنگ ایرانی چه دارد که چنین بلایی به سر آن میآورند، مبحث دیگری است که میتوان راجع به آن صحبت کرد.
سینما نان و آب جامعه است
صدرعاملی: کمابیش موافقم، یعنی هم سخنان آقای داوودنژاد و هم پیشینهیی که آقای فخیم زاده به آن اشاره کردند و تبعاتی که اکنون شاهد آن هستیم، بیانگر این مطلب هستند که این یک بحران نیست؛ همان طور که آقای فخیم زاده گفتند یک فراز و نشیب است. شما یک باشگاه ورزشی را هم در نظر بگیرید دارای همین وضع است، یک سال قهرمان است سال دیگر به ته جدول میرود؛ چرا؟ چون حاشیه دارد. جذابیت هم در حاشیههای آن است اما حاشیهها در سینمای ما به گونهی دیگری است. من میدانم که هم در این دولت و هم در دولتهای قبلی کسانی هستند که به نادرستی میگویند سینما نان و آب نمیشود، در صورتی که در جامعه است. ماجرای فیلم ساختن دستیاران کارگردانها و فیلمبردارها این روزها دوباره در حال تکرار شدن است. تعداد فیلمبرداران و کارگردانان خوب که میتوان به آنها برای ساخت یک فیلم نسبتاً خوب اعتماد کرد، خیلی کم است. این که میگویم به نسبت، به خاطر سینما بودنش است. هیچ کس نمیتواند بگوید فیلم من از همه لحاظ خوب است. جذابیت سینما به خاطر نسبی بودن آن است. همهی ما در حال تلاش کردن هستیم. ما دچار عدم امنیت و رونقی هستیم که آگاهانه به ما نسبت داده نشده است؛ البته این یک ماموریت برای منزوی کردن فرهنگ نیست، اما با این حال با ناآگاهی انجام میشود. فکر میکنم علمای ما که به هر حال نظراتشان برای مسئولان ما مهم است با سینما و جایگاه آن آشنا نیستند؛ یک عده مشاور دارند و کسانی هم که پیش آنها میروند و از سینما برایشان سخن میگویند، درک درستی از سینما ندارند.
ادامه دارد
پانوشتها و منابع فایل اصلی
شمارهها مطابق فایل منبع هستند.
- 1
نقد سینما شماره 30 دی ماه 1387