راه سینما از هشتپا میگذرد
فیلمی چون «هشت پا» و فیلمهای مشابه آن را میتوان دوست داشت یا نه! حتی میتوان از آنها متنفر هم بود و سینمایی دیگر را دوست داشت. اما این دوست داشتنها و نداشتنها نمیتواند تفاوتی در این قضیه ایجاد کند که «هشت…
نویسنده / گفتوگوسهند عنایتی

منبع ثبتشده در آرشیو: روزنامه اعتماد 25 بهمن ماه 1384 (پانوشت فایل ارسالی)
راه سینما از هشت پا میگذرد
سهند عنایتی
فیلمی چون «هشت پا» و فیلمهای مشابه آن را میتوان دوست داشت یا نه! حتی میتوان از آنها متنفر هم بود و سینمایی دیگر را دوست داشت. اما این دوست داشتنها و نداشتنها نمیتواند تفاوتی در این قضیه ایجاد کند که «هشت پا» و فیلمهای مشابه آن فیلمهایی حرفهیی هستند که راه یک سینمای دوست از آن میگذرد ...
بله ... خیلیها میگویند «نیاز» بهترین فیلم «علیرضا داودنژاد» است یا برای کسان دیگر هم، مثالهای دیگری میزنند. در مورد همین «علیرضا داودنژاد»، «بهشت از آن تو» را هم مثال میزنند که فیلم خوب و موفقی است. البته بیراه هم نمیگویند. «نیاز» و «بهشت از آن تو» فیلمهای خوبی هستند که یک کارگردان خوب آنها را ساخته است. اما اینها، فیلمهایی نیستند که بتوانند در مسیر حرفهیی یک سینماگر حرفهیی، نقاط عطفی باشند. این فیلمها فیلمهای خوبی هستند که در یادها میمانند، اما «هشت پا» و حتی «ملاقات با طوطی» شاید سالها بعد از یاد برود. اما در عین حال، متعلق به سینمایی است که باید ابتدا روی پای خود بایستد تا فیلمهایی چون «نیاز» در آنها ساخته شود. از این نظر، «هشت پا» فیلمی به مراتب مهمتر در کارنامه سینمایی «علیرضا داوودنژاد» است. فیلمی که علاوه بر خود «علیرضا داوودنژاد» میتواند جهت دهندهیی برای سینمایی باید که به تماشاگر وابسته است و از این حیث یک سینمای راستین به شمار میآید.
«هشت پا» اما، علاوه بر خصیصه سینما بودن و سینمایی بودن و برای سینما بودن، خوشبختانه فیلم خوبی هم هست که فقط و فقط در حد عنوان فیلمی برای «تماشاگر» باقی نمیماند و خصایص و ویژگیهایی دارد که اطلاق عنوان یک فیلم خوب و کار شده را به آن، به سهولت مقدور میسازد.
«هشت پا» فیلمی به شدت کار شده و فکر شده است. از تک تک پلانهای فیلم معلوم است که چه زحمتی برای ساخت آن کشیده شده است (مثل فیلم «ملاقات با طوطی» که آن هم فیلم کار شده و فکر شدهیی بود که متاسفانه چوب نمایش بدش را خورد.) فکری که پشت تک تک پلانهای فیلم است، در یک انسجام پیوسته ساختاری کاملاً یکدست به کار داده و از این نگاه «هشت پا» بخصوص در کارگردانی، در سینمای این یکی – دو سال اخیر، در کنار فیلمهایی چون «حکم»، «مهمان مامان» یا همین «ملاقات با طوطی» بالاتر از حد استاندارد فیلمی در سینمای ایران قرار میگیرد ...
بازیهای درست و یکدست (به استثنای محمدرضا فروتن همیشه تکرای و کلیشه شده و آزارنده)، قابهای زیبا و در خدمت قصه فیلم، کارگردانی پنهان و نامتظاهر ولی البته در خدمت فیلم، طراحی فکر شده و هوشمندانه، ظاهر خوش پرداخت و از همه مهمتر روانی روایت داستانی در فیلم (کاری به فیلمنامه و دست اندازهای آن نداریم)، «هشت پا» را از حیث خوش ساخت بودن بدل به فیلمی نمونهیی در سینمای ایران و البته کارنامه کارگردانی به نام «علیرضا داوودنژاد» میکند که بخصوص در سالهای اخیر، هر فیلمی که ساخته تبحر خود را در ساخت آن نشان داده است؛ خواه این فیلم، ساده و نامتعارف چون «مصایب شیرین» یا «بچههای بد» باشد، چه فیلمی سنگینتر چون «ملاقات با طوطی» ...
انتخاب درست هنرپیشگان از ویژگیهای اصلی «هشت پا» است. گذشته از «محمدرضا فروتن» که چون وصله ناجوری در فیلم جلوه میکند (و متاسفانه به گفته بسیاری از اهالی سینما سیر صعودی این هنرپیشه تا سقوط، او را وصله ناجور هر فیلم دیگری هم جلوه میدهد)، بقیه هنرپیشگان «هشت پا» هم بهترین انتخابهای ممکن به نظر میرسند و هم بهترین بازیهای سالهای اخیرشان را ارایه کردهاند که البته، این ایفای نقش کم نقص، بیشترین و مستقیمترین رابطه ممکن را با انتخاب درست آنها و قرار گرفتنشان در مناسبترین جای ممکن دارد. نمیدانم این جمله که با انتخاب درست هنرپیشه نیمی از راه بازیگیری و بیش از نیمی از راه بازیگری طی میشود، از کدام کارگردان بزرگ است (هوش و حواس نمانده که!)، اما «هشت پا» بی شک یکی از بهترین مصداقهای درست بودن چنین ایدهیی است ...
«ویشکا آسایش» در فیلم، نقش زنی از درون شکسته و در ظاهر قدرتمند، با آن ظاهر متفاوت و خشن که هیچ ربطی به نقش معرفی کننده او (قطام) و سایر نقشهای تقریباً مشابهش چون فیلم (عشق + 2» یا «بلوغ» که در آنها بر پایه خصایص زنانهاش میدرخشید، ندارد، انتخاب مهمی برای بازیگری در این فیلم بوده است که نه تنها باعث شده این هنرپیشه (و طراح صحنه با ذوق) گامها از خودش و کارنامهاش جلوتر بایستد، بلکه بهترین بازی این فیلم را هم از او شاهد باشیم. همچنین است «مهتاب کرامتی» و آن صلابت خاصش که هم از فیزیک او میآید و هم از نقشی که در این فیلم دارد و نیز «احمد نجفی» که کلیشههای بازیگریاش را در مسیری غیر کلیشهیی در این فیلم به کار بسته و چه خوب هم از عهده این نقش برآمده است. «ماهایا پطروسیان» و «آتنه فقیه نصیری» و حتی «محمدرضا» و «رضا» داوودنژاد هم به همین گونه عمل میکنند تا در کنار فیلمبرداری برجسته فیلم (جای علیرضا زرین دست که کار درخشان او در ملاقات با طوطی غیر قابل تکرار به نظر میرسد، هم خالی است) و تدوین ظریف فیلم، با پلانهای فراوان و ظاهراً غیر قابل چسباندن فیلم بخصوص در صحنههای گفت و گو؛ یکی از بهترین و خوش ساختترین فیلمهای سینمای ایران حاصل آید. اما میماند یک نکته، فیلمنامه ... بله «هشت پا» فیلمنامهاش میلنگد بدجوری هم میلنگد. آن اختلاسی که در فیلم حرف آن زده میشود، نمیتواند چنان بی پایه و فقط و فقط بر اساس پشیمانی یا عشق یا ناامیدی یا هر دلیلی دیگری از یک ایده آل گرا و آرمانگرای سابق که اکنون بریده و گلویش پیش یک زن گیر کرده و میخواهد عقدههای جوانی را در سنین میانسالی جبران کند استوار شود. البته اگر در دنیای فیلم این مساله پذیرفته شود، حرفی نیست. بسیار فیلمها هستند که غیر ممکنترین مسائل را باوراندهاند و کسی هم حرفی نزده، اما مساله این است که در فیلم، این مساله باورانده نمیشود و این حیف است. حیف از این نظر که آن کارگردانی برجسته با – حتی – یک فیلمنامه بالاتر از متوسط میتوانست یک شاهکار کوچک را باعث شود، ولی این فیلمنامه «پایینتر از متوسط» هم نیست تا نهایت کار آن نشود که زحمات گروه را (کسی که کار سینما میداند، از یک پلان فیلم هم آن زحمات را در مییابد) سزاوارانه در بوته ارزیابی دشوار قرار دهد.
بعضی روابط فیلم، مثل رابطه «رضا داوودنژاد» با شخصیتی که آن را «ماهایا پطروسیان» بازی میکند، یا آن عشق مانند «فروتن» و «آتنه فقیه نصیری» از کار درنیامده و این البته تقصیر فیلمنامه است که خیلی چیزها را که باید بگوید، نمیگوید و شاید هم نمیخواهد یا نمیتواند بگوید.
از همه بدتر، حضور تحمیلی و آزارنده زن پلیس در فیلم (با آن بازی ضعیف و آزار دهنده و بی ربط با حضور درخشان دیگر بازیگران) است که گرچه قاعدتاً در پیشبرد قصه فیلم نقش دارد (که دارد) اما میتوانست هم نداشته باشد و این میتوانست با چیزها و عناصر دیگری پر شود تا فضای بی قانون فیلم، صلابت و انسجام بیشتری پیدا کند.
حضور این پلیس چنان است که گویی «علیرضا داوودنژاد» کوشیده با استفاده از چنین شخصیتی، حمایت نهادی خاص را برای در اختیار دادن امکانات به دست آورد و البته نمیخواهیم گناهان کارگردان را بشوییم و با یک ادعای بی مدرک او را زیر سوال ببریم که البته از کارگردانی چون او که نشان داده صاحب چنان تبحری در ساخت و تولید شده که به این مسائل فرا سینمایی توجهی نداشته باشد، بعید است و ناپذیرفتنی.
سخن از جزییات را وا میگذاریم و باز میگردیم به همین کلیاتی که بحث را با آن آغاز کردیم. جای یک نقد جزیی نگر، در نشریهیی تخصصی است که حداقل سه چهارم خوانندگان آن فیلم مورد نظر را دیده باشند.
یک روزنامه سیاسی، میتواند نگاهی گذرا به چنین فیلمی داشته باشد. نگاهی در حد سفارش برای دیدن (اگر دیر نشده باشد) که فیلمی است زحمت کشیده شده و فکر شده و درست، با قصهیی غیر تکراری دو سینمای ایران (به قدرت و ضعف آن کاری نیست که البته ضعیف پرورده شده) و موفقیتها و فضاهای تاکنون دیده نشده در این سینما (چون شمشیر بازی و حرکات رزمی این بار درست از کار درآمده فیلم که بسیار یادآور فیلم «بیل را بکش» تارانتینوست و به این اضافه کنید. موضع کارگردان و نویسنده کار را در مورد – مثلاً – فساد اقتصادی در جامعه ایران که خوشبختانه حداقل در حد طرح و مطلب هوشمندانه، درست، عاقلانه و هنرمندانه عمل میکند ...
به هر حال «هشت پا» را میشود دوست داشت و حتی میتوان از آن متنفر هم بود، اما این تغییری در این مساله نباید ایجاد کند که «هشت پا» فیلم مهمی است؛ خواه به هر نیتی ساخته شده باشد.
قرار دادن چند هنرپیشه زن خوش صورت در سینمای ایران، اغلب این شایبه را پیش میآورد که این مساله برای فروش فیلم است که خوشبختانه قصه فیلم، روایت آن و شخصیتهای محوریاش نشان میدهد که چنین قصد و نیتی در کار نبوده با اینکه حتی اگر به فرض تنها تلاش «علیرضا داوودنژاد» در جهت ساخت فیلمی «صرفاً» پرفروش هم بوده باشد، بر او حرجی نیست. در سینمایی که هر حمایتی، هدایتی (هدایت هم که به معنای دهه هفتادیاش فراموش نشده!) هم به همراه دارد، یک سینماگر مستقل برای سرپا ماندن نیازمند این است که فیلمهایش بفروشند تا چرخه ساخت و نمایش آثارش امکان ادامه داشته باشد.
خوشبختانه داوودنژاد این را خوب فهمیده و به این دلیل است که مدام در زمینههای متعدد فیلمهای خودش را میسازد. این بار هم در «هشت پا» اکشن زنانه خوش ساختش را به بهترین وجهی روی پرده آورده و با ذهنیتی که از او سراغ داریم، معلوم نیست در فیلم بعدی سراغ چه سوژهیی خواهد رفت.
باید ماند و دید؛ این سینماگر غیر قابل پیش بینی است و این را از تک تک فیلمهایش، بخصوص اکشن بالاتر از حد استاندارد «هشت پا» میتوان فهمید. پس منتظر «هوو»یش مینشینیم که فیلمی متفاوت خواهد بود.
پانوشتها و منابع فایل اصلی
شمارهها مطابق فایل منبع هستند.
- 14
روزنامه اعتماد 25 بهمن ماه 1384