سينماي ملي و القاب
«تجاري، هنري، جشنوارهاي، معناگرا، مولف، شهري، جنگ، دفاع مقدس، ديني و. . . مجموعه القاب و عنوايني است، هر كدام ميتواند شامل حال بخشي از توليدات سينماي ما بشود، البته توليداتي هستند كه چند لقب را شامل ميشوند…
نویسنده / گفتوگوعلیرضا داوودنژاد

منبع ثبتشده در آرشیو: خبرگزاری ایسنا 24 آبانماه 1384
سينماي ملي و القاب
اجازه دهيم روح هر اثر تعبير خاص خود را ... صادقانه با يكديگر حرف بزنيم...
«تجاري، هنري، جشنوارهاي، معناگرا، مولف، شهري، جنگ، دفاع مقدس، ديني و. . . مجموعه القاب و عنوايني است، هر كدام ميتواند شامل حال بخشي از توليدات سينماي ما بشود، البته توليداتي هستند كه چند لقب را شامل ميشوند و شايد باشند فيلمهايي كه همهي القاب را شامل شوند و شايد باشد فيلمي كه در هيچ كدام از اين القاب جاء نگيرد . اسمهايي كه ميشود انتخاب كرد و القابي كه ميتوان آفريد و عنوايني كه به وفور ميتوان يافت آنقدر زياد است كه به قول معروف قابل احصاء نيست. القابي كه هركدام ميتوانند باري از تقدس و ايمان و معرفت . ارزش و علم و تخصص و زيبايي و سليقه به همراه داشته باشند و يك به يك تابلوئي بزرگ براي سازمان، تشكيلات، اداره، پرسنل بودجه، تسهيلات و امكانات متفاوت قرار گيرند. وقتي ما در طول تاريخ به كررات شاهد بوده ايم و هستيم كه به نام خدا و كتوب آسماني و اديان الهي و مردم و آزادي و قانون پرچمها ساخته ميشود و در عمل جزء منافع و مصالح جماعتي محدود دنبال نميشود، بهتر است به جائي متفرق شدن تحت عنواين گوناگون، همگي دست به دست هم بدهيم و زير چتر سينماي ملي جمع شويم و كار كنيم. فيلم بسازيم و اجازه بدهيم روح حاكم بر هر اثر تعبير و عنوان خاص خود را نزد هر يك از تماشاچيان ايجاد كند. »
«آنچه امروز مساله اصلي نيروي انساني، دست اندركار سينماي ملي ماست فراهم شدن سرمايه، ابزار، بازار به قاعده، ظرفيت كافي نمايش، اصناف متكي به آراء اعضاء و مديران دلسوز است كه از ظرفيت بالقوه مخاطب پنجاه ميليوني داخل كشور غافل نباشد و به تاراج اين مخاطبان توسط محصولات وارداتي -دانسته و نادانسته- دامن نزنند. فراري شدن سرمايههاي مردمي از پا افتادن نيروي انساني خلاق، عقب ماندگي آموزش و ابزار، تنگناهاي تبليغاتي و رسانه اي و به روز نشدن ظرفيتهاي نمايشي از اصلي ترين دغدغه هاي سينماي ايران هستند كه رفع آنها تمركز و دقت و كار فراوان جمعي مي طلبد و مجالي براي افتراق و مناقشات لفظي باقي نميگذارد. آنچه ما گاهي به عنوان يك لقب سينمايي مطرح ميكنيم و از بود و نبود و ضعف و قوت آن ميناليم و ميباليم در واقع چيزي جزء جدال با الفاظ نيست؛ چرا كه هويت هر اثر را روح حاكم برآن تعريف ميكند و روح اثر چيزي نيست كه با فراهم آوردن برخي ظواهر و وسائل بتوان آن را جعل كرد و به فيلمي الصاق نمود مثلا ما در پاسخ به سئوال سينماي ديني چيست؟ با چه جوابهايي مواجه هستيم ؟
1-سينمايي كه انسان را تنها و جهان را تيره وتار نمي بيند. 2- سينمايي كه بر فرسودگي، ماتمزدگي، نااميدي و پريشاني انسان غلبه ميكند. 3- سينمايي كه «هر لحظه» را در پيوند با گذشته و آينده معنا ميكند و به حقيقت نظر دارد. 4- سينمايي كه اهل باور به پروردگار عالميان است. 5- سينمايي كه به توحيد ميپردازد. 6- سينمايي كه اديان الهي را تبليغ ميكند. 7- سينمايي كه به كتاب آسماني معيني نظر دارد. 8- سينمايي كه بر مذهب مشخصي تكيه ميكند. 9- سينمايي كه بر آيينها، مراسم و احكام الهي تكيه ميكند. 10- سينمايي كه اصرار دارد مبلغ مكتبي، فرقهاي، قبيلهاي، قومي يا جمعيتي خاص باشد. 11- سينمايي كه خلق، خو، سلوك، گفتار، لحن و نحوه حضوري ويژه را طراحي، قالبريزي و ترويج مينمايد.
و عجب آنكه «روايت فراگير» مدرنيستي كه همهي مردمان عالم را به هماهنگي با الگوها و ژورنالهاي خود فرا ميخواند و همه جاء را خانه خود ميخواهد و هر كس را تابع سبك، سياق، روش، منش و خوي خود ميطلبد، نمونهاي از همين گونه تلقي هاست كه جاء را براي تنوع نامحدود گونه هاي سينمايي تنگ ميكند و دستور زبان و ساختار و سازكاري بازدارنده را بر سينماهاي بومي و ملي و منطقهاي تحميل ميكند. بعضي بر اين باور هستند، كه سينماي ديني يعني پرداختن به دين، دينداري، مومنين، اولياء، ائمه، انبياء و حواريون آنها و ماجرايي كه بر آنها گذشته يا ميگذرد يا افقي كه پيش روي آنها و مسلك و مرام، مذهب و دين آنها چهره ميگشايد. اين بي شباهت به اين تلقي نيست كه فكر كنيم سينماي تجاري يعني سينمايي كه به تجارت و پولدار و پول و اندوخته و پسانداز و ارث و ميراث، كسب و كار و سرنوشت ورثه بپردازد و بر اين مبناء فيلم بسازيم و باور داشته باشيم يك اثر تجاري توليد كردهايم و چه بسا كه چنين فيلمي از لحاظ تجاري ورشكست شود اما فيلمي كه به فقر، فقير، سختي، كار و معاش و تنگناهاي روزمره پرداخته است فيلمي بسيار موفق از كار در آيد و مورد استقبال مردم قراربگيرد و بتواند مصداقي از يك فيلم تجاري موفق باشد. چه بسا فيلمي به هنر، آثار هنري و هنرمندان بپردازد ولي اصلا از سليقه و ذوق و هنر برخوردار نباشد و يا كاملا برعكس فيلمي به كج سليقگي و شلختگي و دلمردگي و پريشاني انسان بپردازد اما سرشار از ذوق، سليقه و ظرافت بوده و شايسته احراز لقب هنري گردد. همچنين هست سينماي ديني. پرداختن به يك موضوع ديني، شخصيت ديني، ماجراي ديني و يا مفهوم ديني الزاما به معناي ديني بودن آن اثر نيست و چه بسا كه چنين فيلمي صرفا تجاري از كار دربيايد و جزء رساندن سود مالي به سازندگانش فايده چندان ديگري در برنداشته باشد. پس بياييم دست به دست هم بدهيم و كار كنيم و به جاي وضع القاب و تاسيس سازمانها و تعيين مرزها و شناسايي خودي ها و جبهه گرفتن با ناخوديها و آش پختن براي نخوديها و . . . صادقانه با يكديگر حرف بزنيم و صميمانه براي استحكام ريشههاي سينماي ملي همكاري كنيم و باور داشته باشيم كه رضايت خالق در پيروزي اين خلق است كه هميشه سينماي داخلي، مستقل خلاق و درد آشنا را به سينماي خارجي ترجيح داده و توان عبور از مرزها و حضور در بازارهاي جهاني را براي ما ضمانت ميكند .
«تحريف سينماي ملي در تعريفهاي رسمي و تبليغاتي و احتمالا نان و آب دار كه ميتواند به تدريج و خداي ناكرده به ارعاب و تهديد و نفي، تبعيض، رد و انكار و انزواء ديگران منجر شود نه خدمت به دين ما مردمان است و نه خدمت به دنياي ما. غلام مردم چشمم كه با سياه دلي هزار قطره ببارد چو درد دل شمارم»
پانوشتها و منابع فایل اصلی
شمارهها مطابق فایل منبع هستند.
- 1
خبرگزاری ایسنا 24 آبانماه 1384